سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
درد دل
خداوند متعال می فرماید : « ... همچنان بنده ام با کارهای مستحب به من نزدیک می شود، تا آنجا که دوستشمی دارم . در نتیجه، گوش شنوایش، چشم بینایش، زبان گویایشو قلب دریابنده اش می شوم . اگر مرا بخواند، پاسخش دهم و اگراز من درخواست کند، به او ببخشم» . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :8
بازدید دیروز :6
کل بازدید :2061
تعداد کل یاداشته ها : 7
28/2/91
11:38 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
دختر بابا[408]

خبر مایه
بایگانی وبلاگ
 
ملیح[7] خاطره[1]

سکوت


روزی لقمان حکیم نزد حضرت داوود علیه السلام رفت.حضرت داوود مشغول زره ساختن بود.لقمان تا آن روز زره سازی ندیده بود.با دقت نگاه میکرد اما نمیدانست این چیست وچه فایده ای دارد.ساکت نشسته بود واز دانایی که داشت حرف نمیزد.تا اینکه حضرت داوود زره را تمام کرد وبه تن لقمان پوشاند تا ببیند پس خطاب به لقمان گفت:این زره برای جنگ وپیکار وسیله ی خوبی است .لقمان فهمید که زره چیست وبرای چه استفاده میشود.با خود گفت:سکوت حکمتی بزرگ است ومردم کمتر آن را به کار می برند.


تفسیر طبری


قناعت


مردی در شهر کوفه زندگی می کرد.او هیچ وقت از سختی های روزگار شکایت نمی کرد وقانع بود.روزی ازشدت تنگدستی پابرهنه بودونمیتوانست کفش بخرد با پای برهنه راه میرفت.کمی دلتنگ شده بود ناگهان مردی را دید کهپا ندارد وبا دستانش به سختی حرکت میکند.سجده شکر به جا آورد ودیگر از اینکه کفش ندارد ناراحت نبود.


گلستان


22/1/91::: 6:4 ع
نظر()
  
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ امام باقر علیه السلام:لبخند مرد به روی برادر مومنش بسیار پسندیده است وستردن غبار اندوه از روی اوحسنه است وخدا به چیزی برتر از شاد کردن دل مومن پرستش نشده است.


+ درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند/معنی کور شدن را گره ها میفهمند/سخت بالا بروی ساده بیایی پایین/قصه تلخ مرا سرسره ها میفهمند/یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن/چشم ها بیشتر از حنجره ها میفهمند...


+ برای پریدن لازم نیست پرنده باشم/همین که بخندی بال در می آورم...


+ هیچ وقت به کوچه بن بست ناسزا نگو.رنج بن بست بودن برای او کافیست....
+ هرکس در برابرخدازانو بزند در برابر مشکلات میتواند بایستد...


+ صحبت از فاصله نیست/صحبت از مهرووفاست/شاید این فاصله ها/محک فاصله هاست...


+ زندگی زیباست/زشتی های آن تفسیر ماست/در مسیرش هرچه نازیباست /از تدبیر ماست...


+ دلم به یاد مدینه بهانه میگیرد/سراغ باغ گلی را شبانه میگیرد/چه حکمت است که چون نام فاطمه آید/برای گریه دلم بهانه میگیرد؟


+ مهدی جان:سوالی دارم از حضورت/من آیا زنده ام وقت ظهورت؟/اگر که آمدی من رفته بودم/اسیر سال وماه وهفته بودم/دعایم کن دوباره جان بگیرم/بیایم در رکاب تو بمیرم...


+ گاهی گمان نمیکنی ولی میشود/گاهی نمیشودنمیشود که نمیشود/گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است/گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود/گاهی گدای گدایی وبخت نیست/گاهی تمام شهر گدای تو میشود...